تبليغاتX
content="text/html; charset=utf-8"> type="text/javascript" src="http://night-skin.ir/js/js.js"> برسد به دست .....هيچكس
 

"از من مپرس چرا دوستت دارم من ، تو همچون شعري

هر چه دروغ مي گويي زيباتر مي شوي "

                                                              شمس لنگرودي 

+ پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 22:25 پروانه نوشت


 

روزهایی که به سرعت برق و باد میگذرند خوشبختانه اجازه فکر کردن به تو رو بهم نمیدن ، خوب كه فكر مي كنم ديگه فكري هم نمونده هرچي بود  ته مونده يه كم حس خوب بود كه وقتي روحم ساده تر بود داشتم .

ديگه روحم ساده نيست ،‌ديگه نمي تونم به سادگي دوست داشته باشم اصلا راستشو بخواي ديگه نمي خوام كسي رو دوست داشته باشم... مسخره ترين كار دنيا همينه ، همين دوست داشتن رو ميگم و باور كن كه اغراق نمي كنم تو هم اگه خوب فكرشو بكني مي بيني باعث و باني همه غمهاي  دنيا دوست داشتنه ...

 خانوم جون مي گفت :" مرد هميشه بايد دو جاش كبود باشه ، يكي پشت چشمش يكي پشت زانوش، هر وقت خانوم هر چي خواست محكم بزنه پشت چشمش كه : چشم و هر وقت يادش رفت محكم پشت زانوش كه : يادم رفت..."

براي زندگي كردن بايد دروغ رو بلد بود و براي دروغ بايد خودم رو فراموش كنم ...و باور كن اينجوري آدما بيشتر دوستم دارند بدون اينكه دوستشون داشته باشم  ...به همين راحتي.

+ جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 16:14 پروانه نوشت


 

خدايا دوستت دارم براي همه آرزوهايي كه بي توقع برآورده مي كني ...

افتخار بده تا آخر دنيا شونه به شونه قدم بزنيم .

+ دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 1:11 پروانه نوشت


 

زندگي از آدم يه من تازه مي سازه ...

مني كه ديگه رويا هم نمي بافه به چه دردي مي خوره ؟ 

 

+ چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 2:49 پروانه نوشت