تبليغاتX
content="text/html; charset=utf-8"> type="text/javascript" src="http://night-skin.ir/js/js.js"> برسد به دست .....هيچكس
 

خیلی وقته زیاد فکر نمی کنم ، مرور نمی کنم ، عاشق نمیشم / خیلی وقته همه آدما برام شبیه همند، همه مثل تو لباس می پوشند مثل تو راه میرن مثل تو حرف می زنند و باور کن وقتی میخوان دروغ بگن مردمک چشماشون مثل تو دو دو میزنه باور کن / همه انگار بوی تو رو میدن و من به همه همون احساسی رو دارم که الان به تو دارم / اینجوری انگار بهتر از همیشه است ، قلب خالی رو راحت تر میشه مراقبت کرد دیگه شکستنی نیست ...

یه روزایی بود تکیه می دادم به دیوار کنار پنجره و هی فال حافظ می گرفتم ، حافظو به تمام کائنات قسم می دادم که راستشو بگه بعد دلم غنج می رفت از غزل عاشقونه ای که می اومد / یه روزایی بود تا به خونه برسم قدمهامو می شمردم ، سر چهارراه حتما گل نرگس می خریدم تا لای کتاب شعر فروغ خشک بشه /یه روزایی بودکه آرزو داشتم یه خونه داشته باشم که پنجره آشپزخونه اش به کوچه باز بشه و من روی لبه پنجره گلدون بذارم / یه روزایی بود که فکر می کردم با همه اهل دنیا فرق دارم ..

یادم نیست آخرین بار کی به حافظ تفال زدم ، یادم نیست آخرین بار کی و واسه چی دلم غنج رفته ،از گل نرگس متنفرم ، لای هیچ کتابی گل خشک شده ندارم ....

خیلی وقته که با خیلی وقتام فرق دارم ..

+ سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 20:49 پروانه نوشت |


 

این روزها که احساس "جوجه اردک زشت "بودن می کنم  ،

 دیگه هر شب خواب قو شدن می بینم .

"او خیلی نرم بدون آنکه بال بزند بالای سر قوها پرواز کرد و سرش را برای احترام خم کرد . در انعکاس آب قوی زیبای دیگری دید ."

+ چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 18:52 پروانه نوشت |