ساده است نوازش سگی ولگرد
شاهد آن بودن که
چگونه زیر غلتکی می رود
و گفتن که : (( سگ من نبود )) .
ساده است ستایش گلی
چیدنش
و از یاد بردن که آبش باید داد .
ساده است لغزشهای خود را
شناختن
با دیگران زیستن به حساب ایشان
و گفتن که من اینچنینم
ساده است که چگونه می زییم
باری
زیستن سخت ساده است
و پیچیده نیز هم .
" مارگوت بیکل ( Margut Bickel ) "
