تبليغاتX
content="text/html; charset=utf-8"> type="text/javascript" src="http://night-skin.ir/js/js.js"> برسد به دست .....هيچكس - سی و یکمین نامه
 

روزهایی که به سرعت برق و باد میگذرند خوشبختانه اجازه فکر کردن به تو رو بهم نمیدن ، خوب كه فكر مي كنم ديگه فكري هم نمونده هرچي بود  ته مونده يه كم حس خوب بود كه وقتي روحم ساده تر بود داشتم .

ديگه روحم ساده نيست ،‌ديگه نمي تونم به سادگي دوست داشته باشم اصلا راستشو بخواي ديگه نمي خوام كسي رو دوست داشته باشم... مسخره ترين كار دنيا همينه ، همين دوست داشتن رو ميگم و باور كن كه اغراق نمي كنم تو هم اگه خوب فكرشو بكني مي بيني باعث و باني همه غمهاي  دنيا دوست داشتنه ...

 خانوم جون مي گفت :" مرد هميشه بايد دو جاش كبود باشه ، يكي پشت چشمش يكي پشت زانوش، هر وقت خانوم هر چي خواست محكم بزنه پشت چشمش كه : چشم و هر وقت يادش رفت محكم پشت زانوش كه : يادم رفت..."

براي زندگي كردن بايد دروغ رو بلد بود و براي دروغ بايد خودم رو فراموش كنم ...و باور كن اينجوري آدما بيشتر دوستم دارند بدون اينكه دوستشون داشته باشم  ...به همين راحتي.

+ جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 16:14 پروانه نوشت