روزهایی که به سرعت برق و باد میگذرند خوشبختانه اجازه فکر کردن به تو رو بهم نمیدن ، خوب كه فكر مي كنم ديگه فكري هم نمونده هرچي بود ته مونده يه كم حس خوب بود كه وقتي روحم ساده تر بود داشتم .
ديگه روحم ساده نيست ،ديگه نمي تونم به سادگي دوست داشته باشم اصلا راستشو بخواي ديگه نمي خوام كسي رو دوست داشته باشم... مسخره ترين كار دنيا همينه ، همين دوست داشتن رو ميگم و باور كن كه اغراق نمي كنم تو هم اگه خوب فكرشو بكني مي بيني باعث و باني همه غمهاي دنيا دوست داشتنه ...
خانوم جون مي گفت :" مرد هميشه بايد دو جاش كبود باشه ، يكي پشت چشمش يكي پشت زانوش، هر وقت خانوم هر چي خواست محكم بزنه پشت چشمش كه : چشم و هر وقت يادش رفت محكم پشت زانوش كه : يادم رفت..."
براي زندگي كردن بايد دروغ رو بلد بود و براي دروغ بايد خودم رو فراموش كنم ...و باور كن اينجوري آدما بيشتر دوستم دارند بدون اينكه دوستشون داشته باشم ...به همين راحتي.
