این روزها که فصلها اشتباهی شدن
این روزها که ماهیگیرا از آب گل آلود ماهی می گیرن
این روزها که برف و بارون هم مثل میوه ها شده و نوبرونه نداره همیشه هست
این روزها که خدا انگار یه استکان گل گاوزبون خورده و از همیشه صبورتره
این روزها که من دارم به این سال سی می رسم تو رو جون عزیزت تو یکی از عشق حرف نزن...

